معرفی کتاب قلعه حیوانات
کتاب قلعه حیوانات اثر معروف جورج اورول، داستانی تمثیلی است و به انقلاب گروهی از حیوانات اهلی میپردازد. این حیوانات طی یک عملیات انقلابی و آرمانگرایانه، مزرعه را تصاحب میکنند و قدرت را دست میگیرند. هدف این حیوانات برقراری عدالت، رفاه و برابری میان تمامی اهالی مزرعه است.
رهبری این جنبش را تعدادی از خوکها بر عهده گرفتهاند اما بعد از مدتی این گروه با سردستگی خوکی به نام ناپلئون به گروهی مستبد تبدیل میشوند و به سوءاستفاده از سایر حیوانات روی میآورند و مخالفان خود را سرکوب میکنند.
کتاب قلعه حیوانات (Animal Farm) وضعیت سیاسی شوروی دوران ژوزف استالین را با ادبیات و قلمی قدرتمند مورد نقد و بررسی قرار میدهد. این کتاب نقدی آشکار نسبت به تغییر رفتار و دیدگاه استالین در طول سالهای حکومتش است و از این منظر داستانی شجاعانه محسوب میشود.
جورج اورول (George Orwell)، در کتاب قلعه حیوانات، انقلاب 1917 روسیه و چرایی انحراف آن را به تصویر میکشد. در کتاب قلعه حیوانات که در ایران با نام مزرعه حیوانات نیز شناخته میشود، هر کدام از شخصیتها به منظور خاصی حضور دارند و نماد قشر خاصی از جامعه هستند.
نکوداشتهای کتاب قلعه حیوانات:
– افسانهای خردمندانه، پرشور و روشنگرانه در عصر حاضر. (New York Times)
– بسیار وسیع، فکر شده و با نثری دلپذیر. (San Francisco Chronicle)
– به درخشش و برندگی یک کریستال شیشه. (Atlantic Monthly)
در بخشی از کتاب قلعه حیوانات میخوانیم:
وضع خوکها براى خنثى کردن اثر دروغهاى موزز، زاغ اهلى، از این هم مشکلتر بود. موزز که دستپرورده مخصوص آقاى جونز بود، هم جاسوس بود و هم خبرچین، در ضمن حراف زبردستى هم بود. داعیه داشت که از وجود سرزمین عجیبى آگاه است به نام شیر و عسل که همه حیوانات پس از مرگ بهآن جا مىروند. موزز مىگفت این سرزمین در آسمان کمى بالاتر از ابرهاست، در سرزمین شیر و عسل هر هفت روز هفته یکشنبه است، در آن جا تمام سال شبدر موجود است و بر درختها نبات مىروید. حیوانات از موزز نفرت داشتند چون سخنچینى مىکرد و کار نمىکرد، ولى بعضى از آنها بهسرزمین شیر و عسل اعتقاد پیدا کرده بودند و براى اینکه خوکها آنها را متقاعد کنند که چنین محلى وجود ندارد ناگزیر از بحث و استدلال بودند.
سرسپردهترین مرید خوکها باکسر و کلوور، دو اسب ارابه، بودند. براى این دو حل مسائل مشکل بود، اما وقتى خوکان را بهعنوان استاد پذیرفتند، تمام تعلیمات را جذب مىکردند و همه را با لحنى ساده بهدیگران مىرساندند. هیچگاه از حضور در جلسات سرّى غفلت نمىکردند، و سرود «حیوانات انگلیس» را که جلسات همیشه با خواندن آن ختم مىشد، هدایت مىکردند.
برحسب اتفاق، قیام خیلى زودتر و بسیار سادهتر از آنچه انتظار مىرفت بهثمر رسید. درست است که آقاى جونز ارباب بىمروّتى بود ولى در سالهاى پیش، زارع کارآمدى بهشمار مىآمد. ولى اخیراً بهروز بدى افتاده بود. بعد از آنکه در یک دعواى قضایى محکوم شد و خسارت مالى به او وارد آمد دلسرد شده بود و بهحد افراط مشروب مىخورد. گاهى سراسر روز را در آشپزخانه روى صندلى چوبى دستهدارى مىلمید و روزنامه مىخواند و شراب مىخورد و گاهبهگاه تکههاى نان را در آب جو خیس مىکرد و بهموزز مىخوراند. کارگرهایش نادرست و تنبل بودند، مزرعه پر از علف هرزه بود، خانه نیاز بهتعمیر داشت، در حفظ پرچینها غفلت مىشد، و حیوانات نیمهگرسنه بودند.
Reviews
There are no reviews yet.