320.000 تومان قیمت اصلی: 320.000 تومان بود.96.000 تومانقیمت فعلی: 96.000 تومان.
در انبار موجود نمی باشد
| وزن | 0,150 کیلوگرم |
|---|---|
| شابک | |
| انتشارات | |
| تعداد صفحات | |
| جنس کاغذ | |
| نوع جلد | طلق مات |
| سال چاپ | 1404 |
| نوبت چاپ | |
| مترجم | |
| نویسنده | آدام سیلورا |
آدام سیلورا در مجموعهی قاصد مرگ (Death-Cast)، داستان افرادی را روایت میکند که بناست برای آخرین لحظات زندگی خود تصمیم بگیرند و انتخاب کنند که این مدت را چگونه بگذرانند. افرادی که یکدیگر را نمیشناسند، اما سرنوشت مشترکی دارند. جلد اول این مجموعه با نام «هر دو در نهایت میمیرند»، در سال 2017 منتشر و با استقبال زیادی از جانب مخاطبان و منتقدان روبهرو شد. سپس آدام سیلورا تصمیم گرفت این داستان را ادامه دهد و در سال 2022، جلد دوم مجموعهی قاصد مرگ را، با نام «اولین کسی که در نهایت میمیرد (The First to Die at the End)» منتشر سازد.
تاکنون دو اثر هنری با اقتباس از کتاب هردو در نهایت می میرند نوشتهی آدام سیلورا ساخته شده است:
آدام سیلورا کتاب هر دو در نهایت میمیرند را برای شیفتگانِ داستان و رمان و طرفداران ادبیات مدرن به رشتهی تحریر درآورده است. همچنین نوجوانانی که دلشان میخواهد رمانی با مضمون مرگ و زندگی بخوانند، احتمالاً از این کتاب لذت و بهره میبرند.
بابا هر وقت عصبانی یا ناامید بود، دوش آب داغ میگرفت تا آرام شود. وقتی سیزده سالم شد و پای فکرهای پیچیده و نوجوانانهی متیو به وسط آمد، نیاز به وقت زیادی برای تنها بودن و فکر کردن داشتم. برای همین، از او تقلید میکردم. اما حالا دلیل دوش گرفتنم احساس گناه است، احساس گناه از اینکه امیدورا بودم بهجز لیدیا و بابا، دنیا یا حداقل بخشی از آن، از مردنم، ناراحت شوند. سعی نکرده بودم روزهایی را که روز آخرم نبود بیمحابا زندگی کنم. تمام آن دیروزها را تلف کردم و حالا، دیگر فردایی برایم نمانده است.
به کسی چیزی نخواهم گفت، به هیچ کسی جز بابا. اما او حتی بههوش هم نیست و به حساب نمیآید. نمیخواهم آخرین روزم را صرف حرفهای غمانگیزی بکنم که مردم میزنند تا ببینم که از ته قلبشان میگویند یا نه. هیچ کس نباید در آخرین روز زندگیاش، به دیگران شک کند.
باید بروم بیرون و وارد دنیای بیرون شوم، حتی شده با کلک زدن به خودم و فکر کردن به اینکه امروز هم مثل روزهای دیگر است. باید بروم بیمارستان و بعد از مدتها، مثل قدیم، دست بابا برا برای آخرین بار … بگیرم. وای، برای آخرینِ آخرین بار.
قبل از آنکه بتوانم به فناپذیریام عادت کنم، خواهم مُرد.
همینطور باید بروم لیدیا و پنی، بچهی یکسالهاش، را ببینم. وقتی بچه متولد شد، لیدیا من را پدرخواندهی پنی کرد. چقدر مزخرف است که مثلاً قرار بود من کسی باشم که در صورت مرگ لیدیا، حضانت بچهاش را قبول کنم. کریستین، نامزد سابقش، هم حدود یک سال پیش مرد. اینکه چطوری پسری هجدهساله، بدون هیچ درآمدی، قرار است از کودک خردسالی مراقبت کند جالب نیست؟ جواب کوتاهش این است که این اتفاق نمیافتد. اما قرار بود بزرگ شوم و برای پنی داستانهایی از مادر قهرمان و پدر باحالش تعریف کنم و وقتی از لحاظ مالی به استقلال کامل رسیدم و آمادگی روحیاش را پیدا کردم، به خانهام بیاورمش. اما حالا قرار بود از زندگیاش محو شوم، حتی قبل از اینکه تبدیل به کسی فراتر از یک عکس در آلبوم شوم، عکسی که لیدیا ممکن بود دربارهاش داستانی هم تعریف کند و پنی سرش را تکان دهد و به عینکم بخندد و بعد، صفحه را برگرداند و سراغ عکسهای خانوادگی آشناتر برود.

فروشگاه اینترنتی آیهان بوک در جهت افزایش سرآمد مطالعه کتاب دایر و تاسیس شد. ما در آیهان بوک رسالت خود را ارائه کتب با قیمتی مناسب نهاده ایم تا همه مردم عزیز بتوانند مطالعه خود را افزایش بدهند.
مجوزات آیهان بوک
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید!
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.