ویکتوریا شواب نویسندهی جوانِ و فانتزینویسِ است. او آثار بسیاری برای کودکان و نوجوانان نوشته است. آثار وی بارها از طرف مجلهی نیویورک تایمز در لیست پرفروشترین کتاب قرار گرفتهاند. کتابهای او به چندین زبان زندهی دنیا ترجمه شده و برخی از آثار وی در قالب فیلم و سریال در برنامههای تلویزیونی به نمایش در آمدهاند.
ویکتوریا شواب در ایالت تنسی در آمریکا زندگی میکند اما اغلب در جستجوی سوژه در خیابانهای پاریس، و یا در حال بالا رفتن از تپههای اسکاتلند دیده میشود. خیلی اوقات هم میتوانید او را در گوشهی دنج کافهها در حال رویا پردازی و خلق شخصیتهای تازه ببینید.
210.000 تومان قیمت اصلی: 210.000 تومان بود.63.000 تومانقیمت فعلی: 63.000 تومان.
در انبار موجود نمی باشد
کتاب «شهر اشباح» رمانی نوشته ی «ویکتوریا شواب» است که اولین بار در سال 2018 انتشار یافت. «کاسیدی» از زمانی که تا آستانه ی غرق شدن پیش رفت، می تواند «پرده ای» را که جهان مردگان و زندگان را از هم جدا می کند، کنار بزند و وارد دنیای اشباح شود. حتی بهترین دوست او نیز یک روح است. به همین خاطر، اوضاع همین حالا هم به اندازه ی کافی عجیب به نظر می رسد، اما همه چیز قرار است حتی عجیب تر از این شود. وقتی پدر و مادر «کاس»، مجری برنامه ای تلویزیونی درباره ی مکان های تسخیر شده می شوند، او به همراه آن ها به «ادینبرو» در اسکاتلند می رود. در آنجا، گورستان ها، قلعه ها و راهروهای مخفی، پر است از اشباح بی قرار و سرگردان. و وقتی «کاس» با دختری آشنا می شود که توانایی هایی مشابه با خودش دارد، درمی یابد که هنوز چیزهای زیادی هست که باید درباره ی «پرده» بداند—و همینطور درباره ی خودش.
کتاب شهر اشباح داستانی پر از ماجرا و هیجان است. داستان از سفر به دنیای ارواح خبر میدهد و قهرمان قصه، اتفاقهای عجیب و غریبی که در طول این مدت برایش میافتد را تعریف میکند.
شهر ارواح برای علاقهمندان داستانهای فانتزی و ژانر وحشت، خواندنی و جذاب است.
اکثر مردم فکر می کنند ارواح فقط شب ها، یا در شب هالوین که کل جهان تاریک و دیوارها نازک هستند، ظاهر می شوند. اما در حقیقت ارواح همه جا هستند. روی قفسه ی نان ها در سوپرمارکت محله تان، وسط حیاط مادربزرگ و یا حتی روی صندلی جلویی اتوبوس. صرفا به این دلیل که شما ارواح را نمی بینید، نمی توانید وجود آن ها را تکذیب کنید.
دو تا «جیکوب» وجود داشت، یکی ایستاده در کنار من و دیگری در آینه، اما با هم فرق داشتند. «جیکوب» کنار من همانی بود که می شناختم. اما «جیکوب» در آینه، قیافه ای رنگ پریده و نزار داشت، لباس هایش خیس بود و آب از پاهایش چکه می کرد. این روزها به راحتی از چیزی نمی ترسیدم، اما دیدن «جیکوب» در آینه، مرا به وحشت انداخت.
باید برایتان اعترافی کنم: بیشترین هراس من در زندگی غرق شدن نبود، علیرغم اتفاق رودخانه. بلکه بیشترین هراس من زنده به گور شدن بود. و زمانی که در تابوت را آرام روی خودم بستم و در تاریکی و هوای نمناک فرو رفتم، متوجه شدم که همچنان از زنده به گور شدن می ترسم.

فروشگاه اینترنتی آیهان بوک در جهت افزایش سرآمد مطالعه کتاب دایر و تاسیس شد. ما در آیهان بوک رسالت خود را ارائه کتب با قیمتی مناسب نهاده ایم تا همه مردم عزیز بتوانند مطالعه خود را افزایش بدهند.
مجوزات آیهان بوک
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید!
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.